تغییر مکان

مشکلات فیلترینگ وردپرس در داخل ایران باعث شد که به مکان جدید منتقل شوم. نوشته های خرچنگ زاده را از این پس می توانید از این آدرس دنبال کنید (اینجا). فتوبلاگ هم به یک زیر دامنه با نشانی زیر منتقل شد (اینجا). حدود صد و سی نفری که مشترک فید وردپرس خرچنگ زاده بودند اگر می خواهند کماکان خواننده مطالب در گوگل خوان باشند بهتر است تنها از طریق فید مخصوص فیدبرنر با این نشانی مشترک شوند (اینجا) و ما بقی اشتراک هایشان را لغو کنند . مزیت فیدبرنر در این است که با تغییر مکان وبلاگ می توان خوراک را به آدرس جدید منتقل کرد.

از محمد مسیح عزیز برای میزبانی سایت خرچنگ زاده و همین طور به راه انداختن آن تشکر می کنم. البته تزیینات داخلی و نمای کلی سایت کار خودم است.

کماکان خواننده خرچنگ زاده باشید و آن را به دیگران توصیه کنید.

دسته‌ها:سفرنامه، روزانه برچسب‌ها:

تا مدتی نخواهم نوشت

با این وضعیت جدبد فیلترینگ وردپرس که باعث شده است آمار وبلاگم تا یک چهارم زمان پیش از بازدید تنزل پیدا کند فکر می کنم نوشتن در این جا چندان فایده ای نداشته باشد. به هر حال هفته آینده به سفر خواهم رفت و بعد از بازگشت از آن سفر به تهران پرواز خواهم کرد..همه این ها در ده روز آینده رخ خواهد داد و تا آن وقت نخواهم نوشتم تا ببینم چه باید کرد و آیا فیلترینگ برداشته می شود یا باید به جای جدید نقل مکان کنم.

گزارش یک صبح تابستانی

چند روزی است بلیت اتوبوس ماهانه ام تمام شده و هر روز با دوچرخه مسیر خانه – دانشگاه را رفت و آمد می کنم. امروز که دیگر آخرین روزهای خرداد در ایران است و میانه های رو به انتهای ماه ژوئن، از خانه که بیرون شدم هوا کمی تیره و تار بود و بادی از جانب دریا به سمت کوهپایه می وزید. بر دوچرخه سوار شدم و انداختمش در سرپایینی خانه به دانشگاه که همین طور برای خودش خوش خوشان برود. هنوز چند متری راه نیفتاده بودم که باران گرفت.

دانه های باران مثل قطره هایی که از پیراهن تر ابرها چلانده شده باشند ، درشت و وزین بر سر و صورتم می خورد و باد رفته رفته شدت می گرفت و سرپایینی و سرعت بی امان دوچرخه بر شدت آن می افزود. لحظه ای نگذشت که لباسم غرق آب شد و ابروهایم خیس و عینکم محو و تار شد. روبرو را نمی دیدم و ابروهایم به سختی سرد شده بود و دست هایم از شدت سرمای باران و بادی که توام شده بود دسته ها را به درستی نمی چسبید. دردناک تر از همه اینها دسته فلزی عینک بود که در زمانی کوتاه یخ زد و شقیقه هایم را به درد آورد. در آن حال و روز و در میانه خیابان که شیب بی انتهایش تا دوردست نادیدنی می نمود نه جای ایستادن بود و نه نای و نفس رفتن..دلم می خواست همان جا یک لحظه دوچرخه را رها کنم و درس وسط خیابان بنشینم و ابروهایم را با دو دست محکم بفشارم تا از شدت درد و سرما کاسته شود. گریزی نبود ..با اشک و آه پا می زدم و سرم را گاه به پایین می گرفتم تا هم قطرات آب از روی عینک محو شود و هم آنکه اندکی خون به ابروهایم بدود و از فوج حمله  آلام و دردها اندکی کاسته شود..لحظه ای بعد اما سراشیبی به پایان رسید. باد قطع شد و باران دلش به حالم سوخت.. در انتهای جاده دانشگاه نمایان شد و من دقیقه ای بعد خود را در اتاق کارم یافتم..دماسنج وبلاگم دمای شهر تروندهایم را در حوالی ساعت ده صبح 14 ژوئن 2010 هفت درجه گزارش می کرد…

خبر رسانی دقیق : این همان چیزی است که نیاز داریم

چند روز قبل از سالگرد انتخابات ایران بی بی سی فارسی به همان روش مظلومانه و بی طرف گونه اش که خیال خیلی ها را من باب درست و حقیقی بودن مطالبش جمع می کند (!) نوشته بلند بالایی را منتشر کرد که در آن به شبهات انتخاباتی اشاره کرده بود و دلایلی که عده ای معتقدند چرا در انتخابات تخلف و یا تقلب صورت گرفته است. حالا امروز سایت تریبون مستضعفین متنی را به روی سایت آورده است که در آن به بیست یک شبهه انتخاباتی به تفصیل پاسخ داده است. این درست همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم. خبر رسانی دقیق و مستدل و اصولی . من بر دست های نویسنده این نوشته بوسه می زنم. این پاسخ نامه این گونه آغاز می شود:

درپی تولید و انتشار شایعات گسترده درباره انتخابات ریاست جمهوری و تعلل مسوولان رسمی و رسانه ای کشور در پاسخگویی به سوالات و شایعات و سوء تفاهم ها، پاسخ های نسبتاً محدود مقامات رسمی به سوالات معترضان به نتیجه انتخابات، در هیاهو و جنجال پس از انتخابات احتمالا در بسیاری از موارد به گوش آنها نرسید و برخی سوالات و شبهه‌ها هم متاسفانه شنیده نشد که در ادامه، پاسخ به برخی ابهامات رای گیری، ارائه می‌شود. پاسخ های ارائه شده،تلفیقی از پاسخ‌های وزارت کشور، شورای نگهبان و چند حقوقدان و کارشناس انتخاباتی است. این پرسش و پاسخ، کار کوچکی بود که برای اقناع هموطنان معترض از دست ما برمی‌آید.

ان شاا… در رفع شبه‌ها در حد خود موثر باشد و کاستی های آن، مورد عفو خوانندگان عزیز قرار گیرد.

اصل ماجرا را اینجا بخوانید (+)

پی نوشت :

این مقاله دقیق به قلم امید نقشینه ارجمند که در 44 صفحه به افسانه تقلب در انتخابات به روشی علمی نظر کرده است را از دست ندهید

لینک به وبلاگ امید

شکایتی در میان نیست

خبر ساده است. کلیه وبلاگ های ورد پرس از صبح امروز مسدود شده اند. این را وبلاگ نیوز تایید کرده است و آخرش نوشته است پیش بینی می شود موضوع پیش آمده یک اشتباه سیستم فیلترینگ باشد. هیچ اشتباهی در کار نیست و این که وردپرس قرار است در این هفته فیلتر شود را خود آنها و من به خوبی می دانستیم.

به هر حال من شکایتی از فیلتر شدن وبلاگم از آن روی که اینجا گاه به گاه له جمهوری اسلامی می نوشتم ندارم چه اینکه پیش تر نیز گفته بودم این دفاعیات و این له نویسی ها شاید در نظر راس نشینان به نوعی گل به خودی نیز حساب می شده است و اصلا چه کسی گفته است که وبلاگ نویسان ارزشی خوب و موفق عمل کرده اند و فضا را آرام کرده اند و تنش را از جامعه زدوده اند و دل ها را آن طور که می بایست به هم نزدیکتر کرده اند؟ شکایتی از این باب نیست که هر چه این جا رفته بود و می رود از در غلیانات روحی و خشم و انزجار از گروهی از هم وطنان وطن فروشم بوده و هست. تنها شکایتم از این است که آن دسته از مطالب گل و بلبل و شعر و ادبیاتی که اینجا می نوشتم و یا چه می دانم این فتوبلاگم که تازه به راه انداخته بودم و آرام آرام داشتم با آن خو می گرفتم و از فضای کثیف و تهوع آور دنیای وبلاگستانتان فاصله می گرفتم ، به روی خیلی ها بسته شده است.. شکایت من برای آن خیلی هاست که آن صفحات و آن نوشته ها را دوست داشتند.. آنها بی تقصیرند. راه را بی جهت بر روی آنها بسته اید. این راه نباید باز شود؟

دسته‌ها:سیاست و اجتماع برچسب‌ها:

مستند ندا آقا سلطان در یوتیوب

اگر به اینترنت خوب دسترسی دارید ویدیو مستند خوش ساخت تقاطع، کاری از شبکه پرس تی وی را می توانید از اینجا ببیند :  +++

ویدیو در هفت بخش تنظیم شده که در زیر هر بخش در قسمت نظرات لینک به قسمت بعدی ویدیو آورده شده است و با یک کلیک می توانید قسمت بعدی را مشاهده کنید.

جام جهانی

اصلا فوتبال دیدن بدون همراه و همدم ِ درست و حسابی صفایی ندارد. اینکه اینجا بنشینی و یکه و تنها بازی ها را یکی در میان از تلویزیون و از اینترنت ببینی، چندان لذت بخش نیست. ضمن اینکه چند سالی است اصلا از جو فوتبال های جهانی دور افتاده ام و اگر از من بپرسند اسم سه تا بازیکن تیم ملی برزیل را بگو ، عمرا اگر بتوانم جواب بدهم. تا امروز که بازی ها را دیده ام به نظر می رسد تیم های امسال از ستاره خالی باشند و این تنها یک پیام دارد.. پیامش هم خیلی ساده است. تیمی که بتواند روحیه تیمی و روحیه دفاع تیمی را در خودش در طول بازیها تقویت کند می تواند تا آن بالا ها برسد. اصلا هم فرق نمی کند این تیم آرژانتین باشد یا کره شمالی..یونان قبلا در یورو 2000 این پیام را به گوش مخاطبش رسانده است. امسال روی هیچ تیمی تعصب ندارم و فکر نمی کنم بازیها چندان برایم جذاب باشند.  حالا که این طور است امیدوارم کره شمالی قهرمان شود که هم خاری باشد در چشم مستکبران و زورگویان عالم و هم اینکه یک بار جام به این طرف کره زمین رسیده باشد!

هستیم بر آن که عهد بستیم

هستیم بر آنکه عهد بستیم

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.