آهستان : پدیده ای در وبلاگستان متعهد

نوامبر 24, 2009 خرچنگ زاده 4 نظر

کمتر کسی از اهالی وبلاگستان است که نام آهستان را نشنیده باشد و یا حداقل یکبار گذارش به وبلاگ پر مجادله اونیفتاده باشد. آهستان حالا پس از یک سال و اندی نوشتن در وردپرس به یکی از وبلاگ نویسان مطرح در عرصه وبلاگ نویسی متعهد بدل شده است.

آهستان دارای چند خصیصه برجسته و قابل احترام در وبلاگ نویسی است. او از قلم شیوا ، روان و ساده ای بهره می برد. ارتباط با مخاطب از طریق این گویش رسا یکی از دلایل موفقیت او در جذب مخاطب بوده است. از تعارفات و زبان کلیشه ای و تملق گونه و بعضا کپی برداری شده که در نوشتار برخی وبلاگ های متعهد به چشم می خورد ، دوری می جوید و با بیانی فراگیر و عمومی به بیان دیدگاههایش می پردازد. اشراف کاملی بر تاریخ سیاسی ایران در چند دهه گذشته دارد و بر موضوعات روز واقف است. اخبار را از صدر تا ذیل می خواند و از دیدگاههای بسیاری از گروهها ، جناحها و شخصیت ها آگاهی دارد. او خود را در قاب اخبار یک جناح محصور نمی کند و برای درک و بسط موضوع از همه داده ها و تحلیل ها بهره می جوید. درست به خاطر همین آگاهی و دانش و اشراف بر مسایل است که او را در نقد قدرتمند ساخته است. نقد بی نظیر او بر سایت آینده گواهی آشکار بر تسلط و احاطه او بر مسایل روز است.

آهستان وبلاگ نویسی متمرکز است. تمرکز او بر روی مسایل سیاسی و عقیدتی است و البته گه گاه نوشتارهایی با مضامین روزانه و یا خاطره ،  که آنها نیز سرانجام در خلال نوشته و یا نظرات زیر نوشته به کمند سیاست اسیر می شوند، نیز در وبلاگش به چشم می خورند. متمرکز نویسی راز بزرگی در جذب یک طیف خاص به یک وبلاگ است و بی شک مسایل سیاسی بخش عظیمی از خوانندگان وبلاگ فارسی را تشکیل می دهند. از همین رو وبلاگش پر خواننده است و غالب روزها در جمع یکی از سه وبلاگ پرخواننده وردپرس قرار می گیرد. پرخوانندگی و نفوذ کلامش بر اقشار مختلف وبلاگستان و خوش نامی او در این عرصه البته خاری است به چشم آنها که نمی توانند دنیای رسانه ای آزاد را بر بتابند و جالب ِ قصه آنجاست که بی حرمتی ها و پرده درهای جای به جای، توسط همان افرادی صورت می گیرد که پرچم داران دروغین شعایر زنده باد مخالف من و آزادی بیان و امثالهم هستند. علی رغم اینها آهستان کماکان یک وبلاگ بدون سانسور است که غالبا تمام نظرات، درشت و کوچک در وبلاگ او منتشر می شوند و این نشان آن است که او راه مجادله و مباحثه را به روی هیچ کس نمی بندد.

پیش تر گفتم آهستان پر مخاطب است . با این وجود او از این خیل بازدیدکنندگان استفاده بهینه نمی کند. او می تواند با چنین استعدادی در جذب مخاطب به معرفی و بسط وبلاگستان متعهد خدمات شایانی کند. وبلاگستانی که به خاطر چرخه بسته چماقداران اینترنتی و سرکوب صدای دیگر اندیش به یک حلقه داخلی تبدیل شده است. که البته جا دارد این وبلاگستان دلسوز و پر دغدغه صدایش بیش از اینها به گوش مخاطبان واقعی و حقیقی یعنی مردم جامعه برسد. آهستان به تنهایی خود یک رسانه است. او در این راه باید با بسط توانایی های فنی خود به گسترش وبلاگ نویسی متعهد کمک کند. این افزایش توانایی فنی می تواند به صورت احداث یک سایت مستقل بر روی وردپرس با امکانات جانبی فراوان ، استفاده از تکنیک هایی چون دلیشز و گوگل ریدر و یا گسترش سایر توانایی های فنی در عرصه وبلاگ نویسی باشد. تکنیک هایی که حسین درخشان در وبلاگ سابق خود به خوبی از آن بهره می جست و بر اثر بخشی کلام او بی اندازه موثر و مفید بود. او می تواند نقش مرکزی و راهبری را در این راه بر عهده بگیرد و گام های بلندی برای ارتقا سطح وبلاگ نویسی آنانی که دل در گرو نظام و رهبر و مردم دارند بردارد.

به او سوگند که تنها اوست که می میراند

نوامبر 22, 2009 خرچنگ زاده 4 نظر

کردان رفت. مثل هر کس دیگر. داستان رفتن آدم ها نه برای امروز و دیروز که قصه ای کهن دارد. می آییم گویی تا برویم.. تا پندی شویم. آدم ها برای پند شدن ساخته شده اند. برای اینکه یک روز از همه هیبت و شکوه ملکوتی شان یک سنگ قبر بر جای بماند . یک سنگ قبر که بعدها آدم ها از آن که در می گذرند آن را به هم نشان دهند و یا همه همتشان را یکباره جمع کنند و بنشینند پایش، و برای اینکه حکما صدایشان به صدای مرده برسد با سنگریزه چند بار روی سنگ قبرش بکوبند و با بی حوصلگی حمد و قل هو الله بخوانند و چند کیلو پاسکال از فشار قبر بکاهند! و این خوب ماجراست… این همه یعنی ساده بودی ، ساده زیستی و سرت به کار خودت بود که قضا برایت مرگی و پسا مرگی ساده رقم زد.  آن روز را نبیند کسی که تلخ ِ ماجرا، آن هم پس از مرگ و دست کوتاهی از دنیا،  سخت تلخ و روح کاه  است..

کردان رفت و به همین شب تاریک و ظلمانی که حتی تک ستاره ای کور آن دورتر سوسو نمی زند ، به همان کلام خداوند که می گوید نه زاده شده است و نه می زاید بلکه تنها اوست که می میراند ، از حقی که بر گردن او دارم در می گذرم. مرا چه کار به دهها روان پریش آشفته ای که بر مرگ دیگران پایکوبی می کنند؟

پی نوشت : این نوشته را روز استیضاح کردان نوشتم. اما امروز روز دیگری است

تفریحات سالمی که می کنیم …

نوامبر 21, 2009 خرچنگ زاده 3 نظر

یکی از اتفاقات خجسته ای که می تواند برای یک دانشجوی پی اچ دی رخ دهد هم آفیس شدن با یک دانشجوی دیگر از تبار چین و یا حتی ما چین است. البته کتمان نمی کنم  که هم آفیس شدن با یک جنس مخالف اصولا در راندمان کاری و نشاط بخشی به محیط تاثیر صد چندانی دارد اما از آنجایی که خر ما از کرگی دم نداشت و از همان دوران لیسانس هم دانشکده مکانیک علم و صنعت به ترکیب های زبانی خاصی تشبیه شده بود که امکان درج آن در این مکان نمی باشد و تا خاطرمان کار می کند دختر قابل دسترسی در کلاس های درسی مان به چشم نیامد، هم اتاق شدن با یک چینی دارای حداقل مزایایی است که مخلص کلام از هیچی بهتر است.

لیآهو هم اتاقی چینی ما که عکسش در دو نوشته قبلی آمده بود از یک سال و خرده ای پیش با من هم اتاق شد. بچه سر به زیر و با ادبی است. اوایل که آمده بود در سلام کردن سبقت می جست و در آرام رفتار کردن و سر و صدا نکردن خیلی مراقبت به خرج می داد. حالا که این اواخر یخش باز شده ، می شود گاه گاهی سر به سرش گذاشت و کلی شاد شد. مثلا می شود وسط یک روز که گوشی هایش را چپانده توی گوشش و از یکی از آن نرم افزار های قفل شکسته دارد آهنگ های عجیب چینی گوش می دهد ، یکدفعه زد زیر آواز و تو ای پری کجایی را خواند و چه چهه زد. یا مثلا می شود یک نوحه ای چیزی که یکی از مشترکین ارزشی ات در فرندفید گذاشته را با صدای بلند توی اتاق پخش کرد و بلند شد سینه زد. یا می شود مثل امروز نشست و یک دل سیر برایش خالی بست که چه ! که تو تحلیل گر مسایل شرق آسیایی و شروع کنی به نظریه و تئوری صادر کردن من باب اینکه تا فلان سال ، وضعیت بازار چین چه طور خواهد شد و ژاپن که چنان شرایط فلان و بهمانی را تاب نمی آورد با هنگ کنگ و تایوان وارد یک هم پیمانی نظامی خواهد شد و به شرق چین حمله خواهند کرد و از آن طرف کره شمالی و کره جنوبی با هم متحد می شوند و به شمال چین هجوم می آورند و همه آنها با حمایت مستقیم آمریکای جهان خوار نبرد سختی را با چین آغاز می کنند. چین هم در عرض حداکثر دو سال پاره پاره می شود و هر تکه اش می افتد دست یک قوم وحشی و دلیل اقامه می کنی که اینها همه در شرایطی رخ می دهد که مثل حال حاضر جوانان چینی به سیاست و آنچه که پیرامونشان رخ می دهد توجهی نکنند و خود را با دنیا سیاست غریبه بدانند! و البته برای سفت کاری ِ حرف هایت سند می آوری که این تئوری هایت در مجلات سیاسی ایران چاپ شده و سیاست مداران بزرگی مهر تایید بر آنها زده اند و بعد طوری که بخواهی حس وطن پرستی اش را بیدار کنی مشت هایت را گره کنی و از او نیز بخواهی همین کار را بکند و درست وسط اتاق کار جایی که چهار پنج اتاق دیگر نیز آن را احاطه کرده اند سه بار فریاد بزنی زنده باد چین مقاوم! زنده باد چین مقاوم.. زنده باد چین مقاوم!  آنقدر جدی و مصمم که حتی از این همه سادگی و ساده لوحی طرف مقابل هم خنده ات نگیرد.

به جان عزیزم از شوخی گذشته خیلی خوش می گذرد. هم کار چینی داشتن موهبتی است وصف ناشدنی!

احمدی نژاد در دام نیفتد ..

نوامبر 20, 2009 خرچنگ زاده 5 نظر

چندی است که سفرهای استانی دولت دهم دوباره از سر گرفته شده است و احمدی نژاد و هیات همراهش چون دوره گذشته هر از گاهی از استانی به استان دیگر و از شهری به  دیاری و مکان دیگر سفر می کنند. نکته ای که در این سفرهای استانی به چشم می خورد بازی نخ نما شده رسانه های مخالف دولت در شمارش استقبال کنندگان از او می باشد. آنها که گویی هنوز در خواب دوران پیش از انتخابات به سر می برند ، با نشان دادن عکس هایی قبل و پس از سخنرانی وی در محل های اجتماع و یا با نمایش عکس هایی با نمای بسته با اشاره به قلت حاضرین رای بر نامشروع بودن و غیر مردمی بودن این دولت می دهند. آنها باید بدانند که دوران انتخابات دیر زمانی است که پایان یافته است و افسانه تقلب به تاریخ سپرده شده است و عدم پذیرش آرای مردم و توهین به شعور ایرانیان توسط اقلیت در حافظه تاریخ ثبت شده است. آنها باید بدانند این سفرها و امثالهم دیگر نه از نوع یارکشی و قشون کشی های قومی و قبیله ای است که دیگر از جنس خدمت به مردم است. مع الوصف خوب است در این میان به احمدی نژاد نیز یادآور شویم که در  حال و روزگار دوران پیش از انتخابات توقف نکند و اسیر هوای نفس نشود و در دام مستکبرین و غوغا سالاران رسانه ای  برای به تاخیر انداختن خدمت رسانی به مردم نیازمند و محروم و درد دیده نیفتد که چشم های اشکبار و دلهای منتظر دختران شهید و مادران مستضعف او را در این راه انتظار می کشند.

چند روایت معتبر

… حالا اگر یک قدم دیگر به سمت کیمیا بروی ، همه چیز تباه خواهد شد. فقط یک گام دیگر کافی است تا عشق آن روی تاریکش را به تو نشان بدهد. باید همه چیز را همین حالا تمام کنی. درست در روشنایی یک صبح یک شنبه. کیمیا به میز تحریرت خیره شده است. حالا همه کلاس روشن است.

هیاهوی بچه ها توی حیاط مدرسه بلند است. نباید کیمیا را از بهشت بیرون بیاوری. پاک کن روی زمین می افتد. او خم می شود و پاک کن را بر می دارد. باد در ِ کلاس را به هم می کوبد. سیب نیم خورده ی لبه پنجره پلاسیده شده است. با انگشت به سیب تلنگری می زنی و سیب از طبقه نوزدهم آسمان خراش سی و یک طبقه سقوط می کند. کیمیا چیزی را از روی ورقه امتحانی اش پاک می کند.

چند روایت معتبر … مصطفی مستور

هر جا شیعه هست، خاک ایران است

نوامبر 18, 2009 خرچنگ زاده 1 comment

کشتار شیعیان یمن در طی جنگی نابرابر توسط دولت مرکزی یمن و با حمایت شاه عبدالله سعودی و ورود دولت آمریکا ابعاد تازه ای به خود گرفته است. شاه عبداللهی که دریک سوی میدان ِ گفتگوی ادیان و مذاهب فریاد تقریب سر می دهد و از سوی دیگر با حمایت مستقیم و بی پرده از کشتار و نسل کشی در صعده یمن این چنین نوای طبل رسوایی ادعاهای کذبش را بلند می کند و اوبامایی که با شعار تغییر پا میدان نهاده بود و در مصر سخن از صلح و دوستی با مسلمانان سر داده بود ، امروز در اقدامی روشن و علنی با امضای قراردادی با  دولت علی عبدالله صالح حمایت رسمی خود را از یمن اعلام می دارد.

فرای کنکاش در باب علل وقوع چنین درگیری ای در یمن، وقت آن است که افق های دیپلماتیک جمهوری اسلامی در منطقه روشن تر و صریح تر چهره بنماید. در این وانفسای ادعاهای کذب سنی های تندروی تحت حمایت آل سعود در ایران و اعلام  اغراق آمیز وجود بیست ملیون سنی در خاک ایران جهت عمق بخشی استراتژیک در خاک ایران ، به جاست که دولت جمهوری اسلامی نگاه استراتژیک خود را از مرزها فراتر برده و با اندیشیدن به جمله “هر جا که شیعه است ، خاک ایران است ” رغبت و کشش سیاسی خود را به مناطقی از جنوب یمن تا شرق مسلمان نشین چین گسترش دهد. نا گفته پیداست که دولت جمهوری اسلامی ایران به عنوان قدرت منطقه ای بایستی نقش اساسی و سازنده ای را در تعاملات سیاسی جهان اسلام و علی الخصوص شیعیان بازی کند. نقشی که تا به امروز در واقعه کشتار شیعیان یمن بسیار کمرنگ بوده است.