خرچنگ زاده در غربت

تو میراث دار جنگی آقای نخست وزیر

Posted in سیاست و اجتماع by خرچنگ زاده on می 24, 2009

روزگار حزینی است. سخت بشود این روزها را از حافظه تاریخ پاک کرد. کاش می شد دست نگارنده زمان را کسی می گرفت و می برد در پستویی، اتاقکی ، چه می دانم تاریک خانه ای و گوش هایش را و چشمانش را می بست و یک چندین روزی او را در آن حال و حوالی زندانی می کرد. مثل اصحاب کهف که خدایش آنها را در غاری حفظ کرد و آرمیدند و هیچ ندیدند و هیچ  نشنیدند و هیچ لمس نکردند از آنچه بر زمانه می رفت. این روزها هم باید همین طور باشد. به صلاح تاریخ نیست این ها را کسی به یاد نگاه دارد. باید همه این روزها را گذاشت روی دور تند و با شتاب از آنها گذشت.

اصلا به صلاح نیست ما بچه های جنگ ، ما که از جنگ هیچ نفهمیدیم جز صدای آژیر های قرمز گاه و بیگاه و آن زیر زمین های سیاه و نم دار و آن صدای انفجارها و شیشه های فروریخته خانه مان و دیوارهای بر سر خراب شده همسایه مان ، این حرفها را بشنویم. ما که سربازانمان قهرمانان داستانهایمان بودند و شهیدانمان زندگان همیشه تاریخ ، احیا عند ربهم یرزقون،  ما که با لاله ها آنگونه عشق می ورزدیم و آنها را زیبا می بوییدیم چگونه می توانیم بعد از مدید ایام درشتی خارهای باقی از گل های آن روزگاران را تاب بیاوریم؟

ما فرزندان جنگیم. آقای نخست وزیر برای ما از ” کاروان الهی “  بخوان. ما را چه کار به شعار “مرگ بر سیب زمینی” .آقای نخست وزیر ما فرزندان جنگیم. ما را به دست بازیگر باد بسپار و بگذار ما وزان وزان در میان خانه های ویران شده روی سر بچه های دزفول بپیچیم و بگرییم و زاری کنیم. ما را چه کار به دولت رمال ها و فال بین ها و کف دست خوانها؟روزگاری است که سخت دلم برای روح الله تنگ شده است.  ما فرزندان روح اللهیم. می توانی برایمان خاطراتی شیرین تر از بحث بر سر قیمت دخان و سیگار و … از پدرمان بازگو کنی؟ مرد میدان نبرد و مبارزه! مرد روزهای سخت! به خدا دلم می گیرد وقتی اجلاس سوییس را با پیشوند افتضاح به زبان می آوری. تو را چه می شود ای که رشادت ها دیده ای و خون های بر زمین ریخته شده! تو را چه می شود که زخم ها دیده ای و قهرمانی ها!  آقای نخست وزیر کلامت این روزها بوی جبهه ها را نمی دهد. تو میراث دار جنگی . برایمان از دلاوری بخوان.

14 نظر

Subscribe to comments with RSS.

  1. feyziyeh said, on می 24, 2009 at 2:13 ب.ظ

    iهاتف سلام
    چه خوب کردی اومدی وردپرس .توی بلاگفا حال نمیده …
    در مورد پستت باید بگم که باهات موافقم . موسوی در نقل خاطره از امام بدجور گند زد ! ضمن اینکه توی کلامش شادابی و نشاط وجود نداره . من با توجه به جمیع جهات ناگزیر به سمت کروبی متمایل شدم !

    • kharchangzade said, on می 24, 2009 at 3:01 ب.ظ

      چاکرم فیضیه جان. دکتر یه چیز دیگه است :)

  2. روزبه said, on می 24, 2009 at 3:19 ب.ظ

    پدرتان خيلي ها را بي پدر كرده حضرت آزادمنش!

    • kharchangzade said, on می 24, 2009 at 3:43 ب.ظ

      به حق بوده… درجاتش اعلی باد.

  3. feyziyeh said, on می 24, 2009 at 3:24 ب.ظ

    آره , دکتر یه چیز دیگست اما چه چیز خدا میدونه !

  4. حامد said, on می 24, 2009 at 7:30 ب.ظ

    “در مورد پستت باید بگم که باهات موافقم . موسوی در نقل خاطره از امام بدجور گند زد ! ضمن اینکه توی کلامش شادابی و نشاط وجود نداره . من با توجه به جمیع جهات ناگزیر به سمت کروبی متمایل شدم !”
    ببین رفیق شما یک بار دیگر مصاحبه رو ببین ، متوجه نشدی قضیه چی بود. میرحسین این منظور را داشت که امام به علم بر اینکه میدانست سیگار ضرر دارد، با گرانیش مخالفت کرد. چرا ؟ چون نماینده ها این توجیه را داشتند که برای جلوگیری از کشیدن سیگار باید آنرا گران کرد.از لحاظ سیاست اقتصادی این یک عمل نادرست است که برای حل مساله صورت مساله را پاک کنی. اما می خواست بگوید چرا برای اصلاح رفتار دست به دامن یک کار ضد اخلاقی می شوید. شما فکر میکنی با گران کردن سیگار مردم سیگار را کنار میگذاشتند. معلومه که نه. این تصمیم علاوه بر اینکه نتیجه معکوس میداد، باعث میشد که بر روی افزایش نرخ سایر کالاها نیز تاثیر بگذارد. در ثانی مصاحبه میرحسین با صدا وسیما چیزی در حدود بیست دقیقه اش سانسور و حذف شده بود. معلوم است که با سانسور و حذف یک صحبت ناقص و مبهم میشود. من پیشنهاد میدم با دقت بیشتری به صحبت ها گوش کنید.باتشکر

  5. tarnamaa said, on می 24, 2009 at 11:19 ب.ظ

    سلام
    به وردپرس خوش آمدی هاتف جان.
    مطلبت هم عالی بود.
    پایدار باشید.

    • خرچنگ زاده said, on می 24, 2009 at 11:44 ب.ظ

      قربانت تارنمای عزیز

  6. رفيق said, on می 25, 2009 at 1:03 ق.ظ

    وردت را به ورد پرس تبريك مي گم اميدوارم لحظات خوبي در وردپرس داشته باشي

  7. علی میرطار said, on می 25, 2009 at 8:13 ق.ظ

    نمی دونم وبلاگ جدیدت رو تبریک گفتم یا نه.

    من هنوز نفهمیدم که چیه احمدی نژاد اونو قابل دفاع میکنه.

    دوروز دیگه این موقع امتحانم رو دادم و میخوام از اون موقع بشینم رو کاندیداها بررسی کنم ببینم دنیا دست کیه. اما یه چیز رو مطمئنم که احمدی نژاد گزینه من نیست.

  8. علی میرطار said, on می 25, 2009 at 10:07 ق.ظ

    الان کامنت خودم رو دیدم خندم گرفت. بازم یادم رفت تبریک بگم. وبلاگ نو مبارک باشه.

    • خرچنگ زاده said, on می 25, 2009 at 11:13 ق.ظ

      تشكر ميرطار جان :)

  9. ایرانی said, on می 26, 2009 at 9:31 ق.ظ

    سلام.هرچند بلاگفا خیلی راحت تر بود ولی تو هر جا هم که بنویسی نوشته هات اون بوی خاص خودش رو داره. افسوس که میر حسین تنها چیزی که از اون روز ها برای ما یاد اوری نمیکنه دلاوری و شرافته.جوابی هم که برا روزبه نوشتی حرف نداشت .(دمت گرم)

    • خرچنگ زاده said, on می 26, 2009 at 10:54 ق.ظ

      خدا خيرت بده. با وجود خواننده هاي خوبي چون شما آدم احساس تنهايي نمي كند


يك پاسخ برايش بگذاريد